شکست تحقیرآمیز ترامپ؟!

به گزارش وبلاگ بومادران، محمد ماکویی؛ از شما چه پنهان! هوادار تیم ملی فوتبال آلمان بودم. (هنوز هم هستم!) به این ترتیب، دل توی دلم نبود که آیا آلمان در بازی فینال از پس آرژانتین، با آن اعجوبه افسانه ایش، بر می آید یا نه!

شکست تحقیرآمیز ترامپ؟!

متاسفانه، پیروز به مشاهده زنده بازی نشده و تنها صبح روز بعد از اتفاقات مسابقه نهایی آگاه گشتم.

سر کلاس نشسته بودیم که صحبت های درگوشی دو تن از همکلاسی ها، که یکی به هواداری آرژانتین شهره بود، توجهم را به خود جلب نموده و کاملا از استاد و درس منحرف نمود.

وقتی در میانه مکالمات به گوش رسیده، بد جوری آلمان را لوله کرد به گوشم خورد فوق العاده ناراحت شدم، زیرا مطمئن گشتم که نه تنها نتیجه بازی فینال به سود نماینده آمریکای جنوبی رقم خورده است، بلکه تفاضل گل های رد و بدل شده بین دو تیم کاملا عجیب و غریب و دور از ذهن بوده است.

بعدها، وقتی از نتیجه بازی، که سه بر دو به سود آرژانتین رقم خورده بود، سر در آورده و متوجه شدم آلمان در طی بازی نتیجه دو بر صفر باخته را به تساوی دو بر دو کشانیده است، غم خود را سبک شده دیده و نماینده شایسته اروپا را در عوض مغلوبی تحقیر شده، بدرستی، تیمی که شایستگی حضور در ملاقات فینال را داشته است به تصویر کشیدم.

آن هایی که اهل ورزش و به خصوص فوتبال هستند خوب می دانند که پای شکست تحقیرآمیز، معمولا، وقتی به میان می آید که تیمی عظیم مغلوب تیمی کوچک شده باشد. از سوی دیگر، هنگامی که در بازی دو تیم تقریبا همپایه (هر دو خیلی ضعیف یا خیلی قوی باشند) نتیجه شگفت انگیزی رقم می خورد می توان از واژه تحقیر استفاده نمود.

به عنوان مثال اگر کشور فرانسه از آندورا یک بر صفر هم شکست بخورد، باختی تحقیرآمیز را تجربه نموده است و این در حالی است که باید نتیجه بازی آلمان-برزیل، مثلا، هفت بر هیچ به سود آلمان شود تا رسانه ها حق تیترزنی بصورت شکست تحقیرآمیز برزیل از آلمان را داشته باشند.

با این حساب، بحث از شکست تحقیرآمیز آلمان از آرژانتین، با نتیجه 3 بر 2، فقط از عهده طرفداران دوآتشه آرژانتین، که خیلی نباید آن ها را جدی گرفت، بر می آید.

در عالم سیاست هم اوضاع به همینگونه رقم می خورد و لذا در انتخابات ریاست جمهوری یک کشور، هر کشوری می خواهد باشد، رقیب باید رقیب کوچکی باشد یا اختلاف آرا قابل ملاحظه شود تا بتوان بازنده انتخابات را تحقیر شده محسوب نمود.

همه ما خوب می دانیم که جمهوری خواستار و دمکرات ها احزاب اصلی کشور امریکا هستند و پست ریاست جمهوری بار ها و بار ها بین آن ها دست به دست شده است.

لذا، بایدن را اصلا نباید رقیب کوچکی برای ترامپ در نظر گرفته و برد او را به مثابه باخت ترامپ از یک نامزد مستقل لحاظ نمود.

از سوی دیگر، تقریبا نیمی از آرای انتخابات ریاست جمهوری آمریکا به نفع ترامپ به صندوق ها ریخته شده و روی این حساب، بهتر است در عوض صحبت از شکست تحقیرآمیز ترامپ، از زنده بودن حالا، حالا های ترامپ و ترامپیسم حرف بزنیم. (خواه خوشمان بیاید و خواه خوشمان نیاید!)

شاید بعضی از رسانه ها از شکست تحقیرآمیز ترامپ حرف زده اند، خودخواهی های مثال زدنی رییس جمهور سابق آمریکا و رجزخوانی های بی حد و مرز وی را برهان و دلیل قاطعی بر شکست تحقیرآمیزی را متحمل شده است بگیرند.

این نیز درست نیست، زیرا ورزشکاران و سیاستمداران عظیم معمولا به نحو احسن از ویژگی رجزخوانی، که موجب اعتماد به نفس طرفداران شده و رقبا و طرفداران حریف را بی خیال از ادامه مبارزه می نماید (شاید بکند!)، بهره مند بوده و جدی دریافت سخنان آن ها امری شایسته به حساب نمی آید.

کوتاه سخن این که حرف از شکست تحقیرآمیز ترامپ به میان آوردن نه تنها به معنی نادیده دریافت آرای نیمی از مردم آمریکا می باشد، بلکه ما را جز افرادی که به شعور مخاطبین خود توهین می نمایند معرفی نخواهد نمود.

به این ترتیب، درست است که بیشتر ما ایرانی ها از پیروزی جو بایدن راضی شده و از ته دل شاید فرجی بشود را فریاد زدیم، اما اگر یاد بگیریم که وفق علاقه یا تنفر از دیگران، هر کس می خواهد باشد، کلمات را در جای غیر واقعی خود مورد استفاده قرار دهیم، بزودی واژه ها معنا و مفهوم خود را از دست داده و به دنبال بیان هر کلمه ای می باید مستمع این که گفتی یعنی چه؟! باشیم!

منبع: فرارو

به "شکست تحقیرآمیز ترامپ؟!" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "شکست تحقیرآمیز ترامپ؟!"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید