خبرنگاران شادی ترک اعتیاد سمیرا در سایه غم داستان لیلی

به گزارش وبلاگ بومادران، تبریز - خبرنگاران - داستان اعتیاد سمیرا و لیلی، حکایت دخترانی گرفتار در پنجه شوم سوء مصرف مواد مخدر است که رهایی اولی، مایه شادی و اطلاع از گرفتاری دوباره دومی در این دامگه خانه ویران کن، سبب غم و اندوهم شد.

خبرنگاران شادی ترک اعتیاد سمیرا در سایه غم داستان لیلی

امروز صبح در اتوبوس توجه ام را دختر بچه 6 ماهه ای به خودش جلب کرد؛ همینطور که به کودک نگاه می کردم یک آن متوجه دست های مادر شدم که علائم نامفهومی داشت و این نشان از یک اعتیاد بود.

به صورت مادر نگاه کردم، چهره اش برایم آشنا بود؛ کمی با خودم کلنجار رفتم که آیا نزدیک شوم و سر صحبت را با او باز کنم؛ فکر می کردم نکند حدس من اشتباه است؛ بالاخره نزدیک شدم و از او پرسیدم آیا من شما را در باغ فرشته ندیده ام که جوابش مثبت بود و ادامه تبادل نظر آغاز شد؛ نام او سمیرا بود.

با سمیرا سال ها پیش وقتی که برای تهیه گزارش به کمپ باغ فرشته رفته بودم، آشنا شدم، دختر لاغر اندامی که در 11 سالگی ازدواج اجباری باعث شده بود، سال های نوجوانی خود را نه همچون یک دختربچه، بلکه مانند یک زن بزرگسال به سر کند.

همسر اول سمیرا معتاد بود و این باعث شد که او بهترین دوران زندگی اش را نه با عروسک ها، بلکه با گرفتاری در بند اعتیاد به سر کند.

او بیش از چهار بار توسط کلانتری دستگیر و حدود سه بار نیز به صورت خود معرف به کمپ باغ فرشته برای ترک اعتیاد مراجعه نموده بود.

از سمیرا در خصوص شرایط کنونی اعتیادش سوال می کنم که با افتخار می گوید: 2 سال است که پاک پاک هستم.

از زندگیش می پرسم و شوهری که او را معتاد نموده بود، که در پاسخ می گوید: از شوهرم به صورت غیابی طلاق گرفتم و اکنون 2 سال است با فردی ازدواج نموده ام که همدیگر را عاشقانه دوست داریم و به عشق او اعتیادم را کنار گذاشتم.

سمیرا می گوید: در این دو سال بارها شده که هوس مصرف مواد مخدر به سرم بزند و درد کشیده ام، به صورتی که بدنم بارها کرخت شده، ولی هر بار شوهرم کنارم بود و از من می خواست تا با انجام کارهای مختلف حواسم را پرت کنم و به مصرف مواد فکر نکنم.

از سمیرا در خصوص بچه های کمپ به خصوص از لیلی که دو بار در خصوصش گزارش نوشته بودم، می پرسم که می گوید: متاسفانه لیلی بار دیگر در بند اعتیاد گرفتار شده است؛ این بار شوهرش او را معتاد نموده و با کسی ازدواج نموده که دچار اعتیاد است.

در افکارم غرق می شوم؛ یاد لیلی و حرف هایی که بین ما رد و بدل شده بود، می افتم؛ لیلی دختر زیبارویی از یک خانواده مرفه بود که به دلیل دوستان ناباب و نبود حمایت های عاطفی بعد از طلاق پدر و مادر ، در بند اعتیاد گرفتار شده بود.

چهره معصوم، زیبا و خوش خنده لیلی هیچ وقت از جلوی چشمانم پاک نشده است؛ لیلی پر از انرژی بود؛ او می توانست زندگی بهتری داشته باشد، چون به گفته خودش، پدرش یکی از مهندسین به نام شهر تبریز بود، ولی طلاق باعث شده بود که لیلی خیلی چیزها را از دست بدهد.

با شنیدن داستان درگیری دوباره لیلی در بند اعتیاد، در خود فرو می روم، شادی ترک اعتیاد سمیرا زیر ابر غمناک داستان لیلی مرا به سکوت وا میدارد.

منبع: ایرنا

به "خبرنگاران شادی ترک اعتیاد سمیرا در سایه غم داستان لیلی" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "خبرنگاران شادی ترک اعتیاد سمیرا در سایه غم داستان لیلی"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید